تبليغاتX
مرد جهانی - ماجرای تکان دهنده نگارش کتاب «آشتی با امام زمان علیه السلام» از زبان نویسنده آن

استاد محمد شجاعی

تکمیلی: فیلم ماجرای فوق الذکر

وبلاگ مرد جهانی به نقل از منتظران منجی- استاد محمد شجاعی اندیشمند و نویسنده ای است که در دو دهه ی اخیر با تلاش و سختکوشی فراوان در راه بسط تعالیم دینی و مهدوی کوشش زیادی نموده اند و با دایر کردن حلقه های درس برخی مفاهیم و موضوعات دینی را از زاویه های متفاوتی واکاوی نموده که مجموعه ای از مباحث ایشان در قالب سی دی و کتاب منتشر و توسط مؤسسه فرهنگی منتظران منجی (علیه السلام) عرضه می شود. آنچه در زیر می آید مصاحبه ای است با ایشان درباره مقام و مظلومیت امام زمان علیه السلام و تکالیف منتظران آن حضرت.

با سلام، ضمن تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار داده اید، اخیرا کتابی از شما با عنوان آشتی با امام زمان (عج) منتشر شده است .موضوع گفتگویمان را حول همین محور قرار می دهیم که اصلا این عنوان یعنی چه؟ مگر کسی با حضرت قهر بوده که ما بیاییم و چنین عنوانی را مطرح کنیم و به اصطلاح بخواهیم مردم را با ایشان آشتی دهیم؟
سوال بسیار خوبی مطرح نمودید...
بنده هم تا چند سال قبل که این کتاب را ننوشته بودم همین فکر را می کردم . خوابی دیدم که توجه مرا به این موضوع جلب نمود . تقریبا جنگ به پایان رسیده بود و من هم به شهر باز می گشتم . همان شب خواب دیدم که قیامت شده است و یکی یکی دارند به حسابها رسیدگی می کنند . هنوز چند نفر جلوی من بودند که با خود فکر می کردم حالا اگر نوبت به من برسد چگونه می خواهند در مورد من قضاوت نمایند . از همان اول که انقلاب شد در جریان بودم و حتی از 8 سالگی پدرم رساله امام (ره) را به دستم داده بود .14-13 ساله که بودم پدرم متن اعلامیه ها را به من می داد و من می نوشتم و می گفت خط شما بچه ها کودکانه است و کسی متوجه نمی شود که اعلامیه ها از کجا آمده اند. در تمام راهپیمائی ها و تظاهرات شرکت می کردم . 17 ساله که بودم به جبهه جنگ رفتم و تقریبا تمام مدت خط مقدم بودم . پنج بار روی مین رفتم و هیچ وقت هم منفجر نشد. بله ،با خود این فکرها را می کردم و می گفتم که خوب من یک جوان 25 ساله هستم که اگر بخواهند به حسابم رسیدگی کنند از چیزی فرو گذار نکرده ام.

در همین فکرها بودم که نوبت به من رسید. با خود گفتم حتما مرا به بهشت خواهند فرستاد. ناگهان گفتند تو جهنمی هستی .حال بدی به من دست داد. بیش از اینکه از حکم جهنم ناراحت باشم از چرائی و چگونگی قضیه در گیجی وگنگی بودم . با چند نفر دیگر مرا همراه کردند و به سوی جهنم بردند به لب پرتگاه که رسیدیم همه را به پایین انداختند . بسیار وحشت کرده بودم. و پا به فرار گذاشتم و ضجه و فریاد میزدم که پناهگاه من کیست ؟به چه کسی می توانم پناه ببرم به یاد سلطان آخرت افتادم.او که خداوند تبارک وتعالی همه اختیارات قیامت را به وجود مقدس او سپرده است.آری حضرت سید الشهدا (ع) شروع به گریه کردم و زیارت عاشورا را به همان شیوه ای که در جبهه می خواندیم زمزمه می کردم . ولی از شدت ترس و ذلت به زانو در آمده و نمی توانستم حرکت کنم و دقیقا مصداق آیه شریفه "و تری کل امة جاثیه" را آنجا مشاهده نمودم . مامورانی که به دنبال من آمدند در چند قدمی من ایستادند. یک نفر آمد و دستش را بر شانه من نهاد و گفت شما را سید الشهدا شفاعت نموده است . اما بگذار به تو بگوییم که گناهت چیست ؟ لوحی را باز کرد و در آن نوشته شده بود «کوتاهی در حق امام زمان (عج)».
پس از آن خواب بسیار فکر کردم . با اولیای خدا ارتباط برقرار نموده و فراوان مطالعه کردم. زندگی امام زمان (عج)و اوضاع و احوال ایشان را بررسی نمودم. آن موقع بود که تازه فهمیدم واقعا می شود که انسان بسیجی،روحانی و سپاهی باشد ولی از امام زمان دور شود . سال 8 دوباره خوابی از امام رضا(ع) دیدم. خدمت ایشان عرض کردم که برای نفی خواطر چه کنیم؟ ایشان فرمودند: قرآن فراوان بخوانید و به مظلومیت امام زمانتان بگریید. این خواب همچون پتکی بود که بر سر من خورد و باعث شد نسبت به این قضیه بیشتر فکر کنم . تحقیق و مطالعه فراوان انجام دادم . مشاهده نمودم که دقیقا داستان همین است قهر و جنایات من و امثال من نسبت به امام زمان (عج)،این موضوع را در کتاب آشتی با امام زمان (عج) نیز آوردم و علت آن را بیان نمودم . در واقع این کتاب شرح خیانت من ،عوام و خواص در حق امام زمان (عج)است .هر کس به نوعی در حق ایشان ظلم روا داشته و میدارد. وجود مقدس اهل بیت (ع)دو نسبت با ما دارند. نخست این نسبت که مظهر خدا و خلیفه او در زمین هستند و اطاعت از آنها بر ما واجب است .دوم مظهر علم خداوند که فقط وفقط آنها شایستگی رهبری و هدایت مردم را دارند . در کتاب راجع به این موضوعات توضیح کامل داده ام . چون امر هدایت انسانی یک امر کاملا تخصصی است در کتاب آشتی با امام زمان (عج)توضیح داده ام که ما در هدایت انسانها به سمت ابدیتشان به هفت دسته اطلاعات تخصصی نیاز داریم . خداوند تبارک وتعالی خالق و سازنده موجودات به عنوان رب العالمین است . به همین علت نیز قران فقط وفقط خداوند را شایسته هدایت انسانها می داند و نه هیچ کس دیگر .در آیه 120 سوره بقره می فرماید: "قل ان هدی الله هو الهدی" بگو تنها هدایت خداوند هدایت حقیقی است و نه کس دیگر. و این هدایت حقیقی تنها در دست ائمه(ع) می باشد زیرا آنان معدن علم خداوند هستند و تخصص های هفت گانه لازم را از خداوند به صورت علم لدنی دریافت نموده اند و تنها آنان قادر به انجام این کارند . یک شأن امام این است که او متخصص معصومی است که از طرف خدا برای ما فرستاده شده که از او اطاعت کنیم . بدون او هم هیچ کس قادر به هدایت نمی باشد . محرومیت از تخصص امام یعنی بدبختی و نکبتی که جهان در حال حاضر به آن مبتلا است. او پدر حقیقی ماست . یعنی خداوند او را از ما خلق نموده. ما ساخته پروردگارمان هستیم ولی خلق ساخته ما هستند . یعنی آن پرتو و روح خدائی که خداوند می فرمایند من در انسان نهادم"ونفخت فیه من روحی" عبارت است از پرتو خود معصومین . امیرالمومنین(ع) می فرماید:"نحن روح الله"،ما روح خدا هستیم. بنابر این از این جهت که این تخصص ها در اختیار معصومین است موظفیم از آنان اطاعت نماییم.
کتاب آشتی با امام زمان علیه السلام
لطفاً درباره ی رفتار شیعه با ائمه معصومین علیهم السلام توضیحات بیشتری بدهید :
متاسفانه برخورد شیعه در طول تاریخ برخورد خوبی نبوده است . یعنی شیعه از همان ابتدا در دفاع از پدر حقیقی خود و متخصص معصوم کوتاه آمده است. عرض کردم که امیر المومنین (ع) فرمود :"نحن روح الله" ما روح خدا هستیم.یعنی ما همان روح نفخه خدا در انسانهاییم. شیعه از همان اول کوتاه آمده یعنی بعد از رحلت پیامبر (ص)نتوانسته از امامش دفاع نماید و ایشان را تنها گذاشته است. امیرالمومنین(ع) نیز شکایت فراوانی از شیعه دارند که توضیح آن را من در کتاب عزادار حقیقی بعد از آشتی با امام زمان (ع) بیان نموده ام. امام خمینی (ره) می فرماید :شکستی که شیعیان و دوستان حضرت مجتبی (ع) به او دادند دشمنانشان هرگز نتوانستند او را بدین گونه شکست دهند. در مورد سید الشهدا همین طور است . یارانش او را در کربلا تنها گذا شتند . اگر دقت کنید می بینید که این قدرت دشمن نبود که توانست امام را در زجر و شکنجه قرار دهد بلکه ضعف شیعه باعث ناراحتی امام می شود. باز در مورد امام زمان (عج) اگر نگاه کنید می بینید پدرشان در 29 سالگی به شهادت رسیدند . این امر سوال برانگیز است که چرا وجود مقدس امام زمان (عج) تا آن زمان مخفی مانده بود . و چرا حضرت مجبور می شوند در 5 سالگی به غیبت 69 ساله و سپس به غیبت کبری بروند . فراموش نکنیم که عامل غیبت امام خود ایشان یا خداوند نیست بلکه علت شیعیان است .از حضرت زهرا (س) پرسیدند که چرا حضرت علی (ع) برای گرفتن حقش دست به شمشیر نبرد. حضرت فرمودند :مگر شما نشنیده اید که پیغمبر فرموده اند امام مثل کعبه است ومردم باید به دور او بیایند.اوبه دنبال مردم نمی آید،چون امام در مقام اطاعت است . جای شمشیر زدن نیست . امام همچون طبیب است که باید به او مراجعه نمایند.امام نمی تواند به زور بگوید که من امام شما هستم باید از من اطاعت کنید. در این صورت اصلا اطاعتی تحقق نمی یابد . خداوند می خواهد که امام ظهور نماید. خود امام نیز عجله دارند ولی هیچ تعجیلی در شیعه به چشم نمی خورد.

در مورد شرایط ظهور امام زمان علیه السلام توضیح دهید :
امام زمان(عج) تقریبا هزار سال پیش نامه ای به شیخ مفید می نویسد و در آن به دو ضعف عمده شیعیان اشاره می کنند و می فرمایند اگر شیعه این دو ضعف را نداشت من با شتاب می آمدم: 1) وفاداری 2) همدلی
آوردن کلمه( شتاب می کردم) در نامه امام زمان بیان کننده این است که شما شیعه ها باید بجنبید سعی کنید و تنها نگویید عجل علی ظهورک باید عمل نمایید.در قرآن کریم تنها محبت اهل بیت کافی دانسته نشده،بلکه مودت واجب گردیده است .مودت هم تنها دوست داشتن نیست .مودت یعنی اینکه تو حاضر باشی به خاطر محبوبت خودت را به زحمت بیندازی که امروزه اینگونه نیست. یکی دیگر از صفاتی که حضرت فرمودند در شیعه نیست همدلی می باشد . ایشان می فرماید شما باید با هم همدل و متحد باشید و همگی با هم بخواهید که من بیایم . وفاداری که حضرت فرمودند باید به گونه ای باشد که حاضر باشیم برای ایشان دست به شمشیر ببریم و همچون یاران امام حسین(ع) خون خود را بدهیم و همدلی که فرمودند باید باشد منظورشان این است که ظهور تنها عده اندکی فایده ندارد . برای ظهور ایشان یک همدلی گسترده نیاز است تا مردم به این قدرت برسند که در برابر استکبار جهانی از امامشان دفاع کنند . که البته این موارد هنوز محقق نشده است. حضرت علی (ع)برای امام زمان (عج) چهار صفت بیان نموده اند :آواره، طرد شده،ت نها و یگانه. شما اگر نگاه کنید می بینید که امام یک شخصیت بسیار بزرگ است که تمام کمالات 13 معصوم دیگر را دارد مظهر خدا در زمین است و پدر همگی ماست . و ما او را فراموش کرده ایم و حاضر نیستیم به خاطر او همدلی و محبت ایجاد کنیم.
روزی شخصی نزد امام زمان(عج) در مسجد جمکران می رود و ظرف آبی به دست ایشان می دهد . روز گرمی بوده است . ایشان ظرف آب را می گیرند و می فرمایند: شیعیان به اندازه این ظرف آب هم به یاد ما نیستند.آن شخص گفت:آقا اینها همه به خاطر شما اینجا آمده اند. حضرت فرمودند: نه این افراد به خاطر مشکلات خود آمده اند نه به خاطر من. کسی به فکر من نیست.
بارها و بارها از اولیای خدا واز دوستان اهل معنا و معرفت شنیده ام که حضرت را خواب دیده اند و ایشان فرموده اند که من غریبم، تنها هستم هیچ کس به فکر من نیست و مظلوم تر و تنها تر از من وجود ندارد. حال اینجا مشخص می شود که چگونه ما با حضرت قهر هستیم. وقتی این دو صفت در ما نیست یعنی به ایشان وفادار نبوده و دلمان برایشان تنگ نمی شود و گریه نمی کنیم پس چه رابطه ای با آقا یمان داریم. ما همیشه برای امام حسین سال 61 هجری در کربلا فراوان می گرییم اما هیچ به خود گفته ایم که آن حسینی که هزار و صد و چند سال است زنده اما غایب است منتظر حیاء، غیرت، همت ماست و ما تنهایش گذارده ایم برای کسی که عاطفه پدری نسبت به ما دارد خیلی سخت است که ببیند فرزندانش در سختی اند و بخواهد بیاید و به آنان کمک کند ولی فرزندان چندان راغب به کمک پدر نباشند. واقعا مظلومیت وغربت عجیبی است. من کتاب آشتی با امام زمان را نوشته ام و در آن خیانتی که خواص به امام روا داشته اند و نیز خیانتی که عوام می کنند را بیان نموده ام و در آن راه کار ارائه داده ام که چگونه با حضرت آشتی کنیم و چگونه آشتی دهیم. امام خمینی (ره) می فرماید:من شب خواب دیدم که نقشه ایران آتش گرفته است. با عبای خود شروع به خاموش کردن آتش نمودم. آنجا بود که فهمیدم من می توانم ایران را نجات دهم چون آتش خاموش شد و باز دریافتم که باید تنها عمل کنم . یکی از شعار هایی که امام(ره) تاکید فراوانی به آن نموده اند همین است که شما باید اهل قیام لله باشید. امام چندین بار در فرمایشاتشان فرمودند که خداوند شما را تنها یک موعظه کرده است وآن این است :"قل انما اعظکم بواحده ان تقومولله مثنی و فردی"امام (ره)در رابطه با انقلاب همین کار را کردند به تنهایی قیام نمودند . و حالا هم ما برکات قیام ایشان را شاهد هستیم . 15 خرداد42 امام قیام کرد و 15 هزار نفر از مردم شهرری ،ورامین و تهران به کمک امام آمدند و شاه نیز همه را کشت و آب هم از آب تکان نخورد . امام دستگیر و به تبعید فرستاده شد . من از تبعید به غیبت تعبیر می کنم. امام خمینی نایب امام زمان(عج) به غیبت رفت. هیچ اتفاقی هم نیفتاد چرا چون 15 هزار نفر در مقابل جمعیت 25-20 میلیونی آن زمان همدلی محسوب نمی شد . درست مثل همان چیزی که برای امام زمان (عج) اتفاق افتاده. همدلی که ایشان می خواهند در جامعه نیست . در آن زمان روحانیت عزیز و بزرگوار با زحمت و خون دل خوردن بذر همدلی ومحبت رااز سال 42 تا 56 در قلبهای مردم پاشید . و این بذر پاشی در سال 56 به رویش نشست و آن دو صفتی که امام زمان می خواهد در مردم ایجاد شد . مردم به وفاداری به امام رسیدند و همه همدل و متحد گفتند یا مرگ یا خمینی. این گونه بود که امام خمینی آمد و یا به تعبیری ظهور کرد. خداوند امام را به ما هدیه داد . این امر را ما باید در یک سطح جهانی هم پیاده کنیم در درجه اول باید همدلی و وفاداری را در مردم کشورمان به وجود آوریم .همه باید عاشق حضرت دلتنگ و نگران او شوند و نگران مظلومیت، غربت و تنهایی او باشند. و همه باید بدانند که در قیامت برابر امام زمانشان مسئولند.باید پاسخگوی نوع رفتاری که با امام زمانش داشته است باشند . در قیامت نمی پرسند که امام حسین در کربلا تنها بودند شما چه کردید؟ ولی حتما خواهند پرسید که چرا امام زمانتان با وجود شما طرد شده ، تنها و مظلوم بود؟
مردم باید به یک حس مسئولیت برسند. به نظر من مشکلات راحت تر حل می شود. اگر مردم ما بفهمند که امام زمان پدرحقیقی آنان است و باید به نوعی عاطفه فرزندی نسبت به امام برسند. اگر پدر، برادر و یا دوست ما به زندان بیفتد ویا به تبعید فرستاده شود چه احساسی داریم . باید بدانیم که امام زمان (عج)دوست دارد ظهور کند تنها منتظر همت ماست . ما باید مانند آن روحانیون سال 42 بذر همدلی و وحدت رادر دلها بپاشیم و توقعی هم از کسی نداشته باشیم . من هم به سهم خودم کتاب آشتی با امام زمان و بعد از آن عزادار حقیقی را نوشته ام که کتاب دوم عملیاتی تر است و طرح های جدیدی را در آن نسبت به اینکه چگونه می توانیم با سرعت زیاد و بدون فوت وقت همدلی و وفاداری را ایجاد کنیم، بیان نموده ام.

لطفا بفرمایید آثار این قهر در طول تاریخ و ملموس تر بر زندگی روزمره ما چه بوده است؟
همانگونه که عرض کردم چون امر هدایت انسانی یک تخصص است یعنی یک متخصص معصوم با حد اقل 7 دسته اطلاعات تخصصی باید بیاید و مردم را هدایت کند تنها همین معصوم است که می تواند انسان را هدایت کند نه کس دیگر . امروزه این کار از دست متخصصان آن بیرون آمده است اگربه این مثال توجه کنید بیشتر موضوع را درک خواهید نمود . تصور کنید در یک بیمارستان فوق تخصصی ،جراخ متخصص مغز بخواهد عملی را اتاق عمل انجام دهد. جمجمه را برداشته ومی خواهد کارش را شروع کند . حالا آبدارچی ونیروهای نظافتچی بیمارستان بیایند و دکتر و همکارانش را در یک اتاق حبس نمایند و بخواهند با سعی وخطا عمل جراحی را انجام دهند. در مورد معصوم متخصص نیز همین اتفاق افتاده است. انسان در تمام رشته ها همچون روانشناسی،  جامعه شناسی، اقتصاد، سیاست، مدیریت، هنر، تعلیم و تربیت پیشرفت کرده است ولی روز به روز از خوشبختی آرامش وآسایش دور می شود و هدف از خلقت خود را از یاد برده است.

چند مورد از راه های عملیاتی برای آشتی کردن و آشتی دادن با امام زمان(عج) را توضیح دهید.
راه این است که به حضرت معرفت پیدا کنیم. البته معرفت نیز به تنهایی کافی نیست باید نسبت وجودی خود را با ایشان درک نماییم . او با ما چه نسبتی دارد و ما با او چه نسبتی داریم . باید بفهمیم او امام و پیشوای ماست و ما فرزندان او ومامور به اطاعت ایشان هستیم . خداوند در قرآن امر فرموده است که باید صورت آقایمان را در دل داشته باشیم . وقتی این احساس در شخص ایجاد شود میفهمد که باید برای رفع موانع ظهور تلاش کند . من راجع به مهمترین کار که همان کار فرهنگی و تبلیغی است صحبت می کنم که روشهایش را به طور کامل در کتاب عزادار واقعی توضیح داده ام. یکی دیگر از راه های عملیاتی این است که در مورد امام زمان تقوا داشته باشیم یعنی از خدا بترسیم که مبادا در حق ایشان کوتاهی نماییم.
اگر بخواهید یک سری از مصادیق قهر را که در زندگی روزمره مردم و مخاطبین با آن درگیر هستند را مثال بزنید چه می گویید:
در کتاب قسمتی است به نام غمنامه من تمام مظاهر قهر را در هنر، سیاست، مدیریت، اقتصادخانواده و مسایل شرعی را توضیح داده ام. در آنجا گفته ام که اصلا چرا ما قهریم. به عنوان مثال یکی از مهمترین مظاهر قهر در سیستم کلان، مکلف است . یعنی همان بحثی که بنده با عنوان خیانت خواص خدمتتان عرض نمودم. در حال حاضر بسیاری شعار عدالت،رفاه و... را می دهند ولی فراموش کرده اند که این نظام ،حکومت وانقلاب برای تشکیل حکومت جهانی امام زمان (عج) است. مسیحیت صهیونیزم، آمریکاو.... صریحا سیاستشان را بیان نموده اند که ما برای جلوگیری از ظهور پسر پیغمبر اسلام آمده ایم افغانستان و عراق را گرفته ایم و در سایر کشورهای عربی همین کار را خواهیم کرد.
در کشور ما کسانی که بر بدنه نظام و سیستم موثرند دقیقا از این مساله که جمهوری اسلامی پایه حکومت حضرت مهدی(عج) است غفلت نموده اند . که خود این امر به تنهائی یکی از مظاهر قهر شمرده می شود. الحمدلله آقای احمدی نژاد پیش از رئیس جمهور شدنشان و هم پس از آن به این نکته توجه فراوان کردند که ما باید نظام را به سمت ظهور پیش ببریم . این نکته بسیار اهمیت دارد که هم مجلس و هم دولت و هم قوه قضائیه بفهمند که باید طی یک مسیر جهت دار حرکت کنند . امام خمینی (ره)در این زمینه یک راه کار خوب ارائه داده است که می فرماید : ما باید با روح انتظار خدمت کنیم . استراتژی خدمت در انتظار ظهور را امام خمینی (ره) برای اولین بار مطرح کردند . این قهر در مسائل فرهنگی ،در مسائل شرعی،رعایت نکردن و دور بودن از احکام شرعی ،حجاب بانوان در مراسم ها ،روابط زن و مرد و بسیاری موارد دیگر وجود دارد . در مسائل اقتصادی هم که موارد قهر فراوان دیده می شود.
نوشته شده توسط ارغوان  | لینک ثابت |